|
راوی منم روایت من درد ممتد است...
|
شاید تکراری،اما واقعی...!
او خواب ديده بود زمين گير مي شود
كابوس هاي او،همه تعبير مي شود
حالا فقط صداي بم و زير مادرش
در گوش او نشسته و آژير مي شود
وقتي كه خوش خيال همه جا نشست و گفت
او آرش من است،كمان گير مي شود
.
.
.
و چند سال بعد ...همين قهرمان ما
هر روز از تمام خودش سير مي شود
در درد غوطه مي خورد و غول اعتياد
دورش تنيده،چون غل و زنجير مي شود
آب از سرش گذشته كم آورده بي خودي
در انزواي ثانيه ها پير مي شود
با غصه ي مدام چرا شد چرا نشد
هي كارها حواله به تقدير مي شود
حالا تمام زندگي اش لاف مردن است
گاهي چقدر زود،زمان دير مي شود(1)
مادر دلش گواهي بد داده آرشش
در انتهاي قصه زمين گير مي شود
1)ناگهان چقدر زود دير مي شود:قيصر امين پور
ناله و اشك را كفن كردم
فكر كردم كه بعدِ عمري درد
جامه ي عافيت به تن كردم
با خودم عهد كرده بودم كه
دل نبازم عيان و پوشيده
قول دادم به خود ولي انگار
در دلم سير و سركه جوشيده
حرفهايم نرفت در گوشِ
دل،و در عشق كاملا حل شد
حذف شد عقل از سر راهش
با قراري كه زود منحل شد
حال،اين من،منم،منِ تب دار
اين منم،اين منم،منِ عاصي
اين منم مست،مستِ لا يعقل
با نگاهي هميشه وسواسي
آمد و هي جرقه زد در من
عشق با آن شگرد ديرينه
اين سه حرف،اين سه حرفِ نامعلوم
آتشم زد...قسم به آيينه
بعد از آن اتفاق دردآلود
فكر كردم رهايي آسان است
حال مي فهمم اي اميد محال
خانه از پاي بست ويران است...
مانا باشيد
كافي ست ديگر اين غم سر پر ،غم لبريز
كافي ست دست و پا زدن در باتلاق تن
كافي ست اين بيهودگي، تكرار و عادت نيز
يك صاعقه كافي ست از چشمان تو تا من
يك صاعقه،يك برق در چشمان رازآميز
[من سردمه،من سردمه]فكري بكن اي عشق
شعله بكش،آتش بزن،از جاي خود برخيز
در من فرورفته شب بي روزن خاموش
حالا منم اين جا كه هي با اشك هاي ريز
خوش مي كنم دل را به ياد و خاطرات تو
آن خاطرات باشكوه اما كم و ناچيز
مي ترسم از تنهايي از بودن بدون تو
رد كن موانع را،بيا،غم را به دار آويز
بگذار ناتمام بگيرم
با رفتن تو درس الفباي درد را
بگذار از تو وام بگيرم
آن اتفاق خالي و احساس زرد را
آن چشم هاي ميشي و دستان سرد را
بگذار،
از خاطرات كهنه ي تو خاك و گرد را...
ديگر چه فايده...!
اصلا به قول تو:
بگذار بگذريم...
و يك اطلاعيه:
انجمن علمي بخش زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شيراز برگزار مي كند.
رنگ پنهان واژه ها(يادواره ي نخستين سالگرد درگذشت دكتر قيصر امين پور)
با سخنراني آقايان:
دكتر حسن لي،دكتر كافي و دكتر حسام پور
به همراه شعرخواني شاعران جوان استان فارس
زمان:۱۱/۸/۸۷
مكان:چهارراه ادبيات-دانشكده ي ادبيات و علوم-ساختمان شماره ۱-سالن منتظري
ساعت ۱۹-۱۷
از همه ي عزيزان علاقه مند براي شركت در اين برنامه دعوت مي شود.